ناصر الدين شاه قاجار
100
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
كه ميرود بميان ايل بيرانوند لرستان چون بايستى به شهر ميرفتيم زيادتر توقّف نكرده سوار شده رانديم در مراجعت از راهى ديگر آمديم باز هوا گرم بود و عرق كرديم قدرى كه آمديم افتاديم به راه كيال و كى خاسرخر كىخاسرخر كوهى است خشك شبيه بكوه دوشان تپّه كه در وسط صحرا بالاسر ده كيال واقع است چون اينكوه بى خود توى اين صحرا واقع شده اسمش را سرخر گذاشتهاند آمديم تا نزديك اردو رسيديم باغى ديديم از باغات محوّطهء شهر كه تكيه ميگويند گفتند مال حاجى آقا محمّد است خيابانى داشت و به نظر باغ خوبى ميآمد سواره رفته نگاهى كرده از آنجا گذشتيم و آمديم به منزل روز يكشنبه غرّه ذى الحجّة الحرام امروز سوار نشده تمام روز را در منزل مانديم آمديم بچادر بزرگ پيش از نهار امير خان سردار فوج طهران را بحضور آورده دم در باغ از سان گذرانيد و مرخّص شدند كه بطهران بروند دسته توپچيان خرقانى را هم بحضور آورده بودند بعد از ديدن فوج و توپچى نهار خورديم بعد قدرى استراحت كرده دو ساعت بغروب مانده برخاسته آمديم بيرون سوار شده رانديم براى تماشاى مسجد شاه بروجرد جناب امين السّلطان و عزيز السّلطان و ساير پيشخدمتها هم پياده در ركاب